شبی مه گرفته
حرف هایی تلخ
از اعماق تنهایی ام
به تنهاییم پیله میکنم
می بافم ومی بافم ومی بافم
دوباره از هم میشکافم
چندمین پیله ایست که در نبودت بافته ام
امید من
تمامی دلخوشی های من
محال است بی تو پروانه شوم........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
باز باران
بوی نمناک احساسی پاک می آید.
آسمان از عشق کسی می بارد
چه متین و صبور این قطره ها فرود می آیند.
دل آسمان از دوری چه کسی گرفته بود این روزها...؟
نکند دلدار او نیز انقدر زیباست که باران می گیرد
هر که باشد زیباتر از پروانه دل من نیست.
میدانم.....
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
رویای جوانی من
امد
اما چه تلخ .در رویای شیرین من ....
من دوباره خیال بافتم
میان دوزخ و بهشت
بلاتکلیف
من از کف داده ام زندگی را در قمار آتش
عشق تعبیر دروغی است وقتی که
پروانه در موعد سوختن شمع ، خواب گل می بیند.....
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
میخواهم برایت قصه ایی بگویم
روایتی از ناگفته های یک زن
از غرورش
که به شکسته شدن تن نمی دهد
حرف هایی هست همیشه
برای گفته نشدن
حرف هایی که با صاحبانشان میمیرند
حرف هایی که حلقومت را به دار می اویزی
تا غرورت را به دار نیاویزی ........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
راه زیادی امده ام
میهمانی بی چراغ
پاهایم خسته
دست هایم خالی
با کوله ای قدیمی
کوله بارم سنگین نیست
فقط عشق را برداشته ام
دلواپس نباش .عزیز من
نیامدم که بمانم
تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام
پیاده
باور نمی کنی ؟؟
پس این تو و این پینه های دل پیاده من..........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی